در آیه 24 سوره نساء در ادامۀ برشمردن زنانی که نکاح آنها حرام است می خوانیم:

وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ : و زنان شوهردار مگر زنانی که مِلک یمین شمایند یا می شوند.

این آیه با ترجمه ای غیر آنچه گذشت در کنار عکسی از وحشی گری داعشی ها سوژه ای شده است برای حمله به قرآن کریم در فضای مجازی به این شکل:


آنچه در ادامه می آید پاسخی است که پس از بررسی تفاسیر المیزان(علامه طباطبایی)، تسنیم(آیت الله جوادی آملی) و نمونه(آیت الله مکارم شیرازی) تقدیم می شود:

اولاً: این ترجمه ای که زیر آیه دیده می شود غلط است؛ ترجمه صحیح آیه این است:

نکاح (ارتباط زناشویی یا به همسری درآوردن) زنان شوهردار (بر شما حرام است)؛ مگر کنیزی که مِلک شما هست یا می شود.


ثانیاً: برای هر دو (چه زن آزاد و چه کنیز) داشتن همسر جدید، تنها با قطع ارتباط زوجیت با همسر قبلی و اتمام عده، جایز خواهد بود.


ثالثاً: این استثناء که در آیه آمده است (الا ما ملکت ایمانکم) تنها ناظر به فرقی است که این دو (زن آزاد و کنیز) در نوع قطع عقد زوجیت دارند:

زن آزاد، با طلاق (در عقد دائم)، اتمام مدت (در عقد موقت) یا مرگ شوهر و اتمام عده می تواند با مرد دیگری ازدواج کند؛ اما در کنیز، بیع، عتق، ارث، تحلیل و در کل به «ملک دیگری درآوردن» نیز به منزلۀ طلاق اوست و او با یکی از این امور شرعاً از شوهر قبلی اش جدا شده و به شوهر جدید می پیوندد و او نیز پس از اتمام عده می تواند با این زن ارتباط زناشویی داشته باشد. 


خلاصه اینکه آیه می فرماید: با زنهای شوهردار نمی‌شود ازدواج کرد، مگر کنیز که دیگر طلاق لازم نیست. زیرا در او، انتقال ملکیت، کار طلاق را می کند.


از اینجا روشن مى‏شود که اسلام بر خلاف رفتار غیر انسانی داعش و نیز ترجمه غلط منتشر شده به هیچ وجه اجازه نداده است که مسلمانان با زنان شوهردار حتى از ملل و مذاهب دیگر چه آزاد و چه اسیر ازدواج کنند.


و اینکه اکنون برده داری نسخ شده و اسلام با سیاست فرهنگی خود بساط برده و کنیز را برچید(1) و امروز تنها بحث اسارت است و احکام آن، در مورد مرد و زن اسیر همراه با رأفت اسلامی احرا می شود بحث خود را دارد.


اما اینکه امروز داعش با دست آویز قراردادن برخی آیات و روایات آن هم با تفسیر خود، مردان غیر مسلمانی را که اسیر می کند به نام عبد و زنان آنها را کنیز خوانده و اقدام به فروش آنها می کند همه اعمالی است که مانند دیگر رفتارهای به ظاهر اسلامی؛ اما ضد اسلامی آنها؛ مانند جهاد نکاح و تکه تکه کردن کشته ها، هیچ ارتباطی به قرآن و اسلام ندارد.


------------------------------------------------------

(1) باید دانست که سبب بردگى و رقّیّت در آئین مقدّس اسلام، منحصر است به این که کفّار و مشرکان براى نابودى و تضعیف مسلمانان اقداماتى‌ انجام دهند و لشکرى تهیّه و آماده کنند و به نبرد با آنان برخیزند و به ایشان حمله کنند، و مسلمانان براى دفع یا رفع شرّ آنها از خود به دفاع پردازند و در این کشاکش و خونریزى از کفّار اسیر گیرند آنگاه امام مسلمین حقّ دارد اسیران را با گرفتن فدیه یا بدون آن، آزاد کند و یا استرقاق کند (یعنى به بندگى گیرد) و راه را تنها همین مى‌داند [یعنی تنها چاره را این بداند] ... و در مقابل از راههاى بسیارى آزاد نمودن بنده را چه به واجب و چه به مستحبّ دستور داده و کسى که با احکام اسلام آشنائى داشته باشد بطور وضوح براى او روشن است که اسلام براى آزاد سازى بردگان موجود زمان، منتهى درجۀ کوشش خود را بکار گرفته، و درهاى رقّیّت و برده‌گیرى را از هر سو بسته است، و کسى را نمى‌رسد که- العیاذ باللّٰه- بگوید: اسلام با برده کردن افراد موافق است، بلکه اسلام خود اساس برده‌گیرى را در جهان برانداخت و خلق خدا را از قید رقّیّت به انواع چاره‌ها و دستورات آزاد فرمود.

(من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج‌4، ص: 145)